السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

198

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

از خدا اجازه خواستم كه قبر مادرم را زيارت كنم . به من اجازه داد . پس به زيارت قبور برويد كه شما را به ياد مرگ مىاندازد . « 1 » 8 . كفالت و سرپرستى پيامبر ( ص ) رسول خدا ( ص ) در كنف حمايت جدّش عبد المطلب زندگى مىكرد . عبد المطلب به نيكى از نوه‌اش سرپرستى كرد و تا او نمىآمد ، غذا نمىخورد . حتى روايت شده كه از پيامبرىاش آگاه بود . مطابق اين روايت به كسى كه مىخواست در سنين خردسالى پيامبر ( ص ) را از جايش بلند كند ، گفت : فرزندم را رها كن كه پادشاه است . « 2 » على الظاهر اين روايت معتبر است . علاوه بر اين پيش‌گويى سيف بن ذى يزن كه به هنگام ديدار عبد المطلب از يمن ، به او گفته بود و نيز دلايل و اشارات ديگر ، اين عقيده را در قلب عبد المطلب محكم كرد و موجب شد كه پيامبر ( ص ) جايگاه ويژه‌اى نزد جدّش به دست آورد . « 3 » عبد المطلب ، در هشت سالگى پيامبر ( ص ) درگذشت ، امّا پيش از مرگ ، سرپرستى او را به ابو طالب سپرد كه نه بزرگ‌ترين فرزند پدر بود و نه ثروتمندترين آن‌ها ، زيرا بزرگ‌ترين آن‌ها حارث بود و ثروتمندترين برادران عبّاس . عذر عبّاس اين بود كه در آن هنگام كوچك بود و فقط دو سال از پيامبر ( ص ) بزرگ‌تر . هر چند از نظر ما سنّ او خيلى بيشتر از اين بود . از سوى ديگر ابو طالب برادر پدرى و مادرى عبد اللّه بود . مادرشان فاطمه مخزومى بود . طبيعى است كه از اين جهت نسبت به پيامبر ( ص ) مهربان‌تر و

--> ( 1 ) . كشف الغمّه ، 1 / 16 ؛ صحيح مسلم ، 3 / 65 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 335 . ( 2 ) . الكافى ، 1 / 372 . ( 3 ) . بنگريد : البداية و النهايه ، 2 / 329 - 330 .